از مرگ...

هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگرچه دستانش از ابتذال, شکننده تر بود.
هراس من -باری- همه از مردن در سرزمینی است
که مزد گورکن
از آزادی آدمی
افزون تر باشد

<<شاملو>>

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

خاطره ای از "کاترین کامو" دختر "آلبر کامو"

پدرخوانده