پست‌ها

نمایش پست‌ها از دسامبر, ۲۰۱۴

باید جمله جان شویم تا لایق جانان شویم

آنچه را که شما تجربه کرده اید هیچ نیرویی در دنیا نمی تواند از شما بازستاند "شاعر آلمانی" الان که این متن رو می نویسم تو احساس خوبی هستم, حس میکنم انسان بزرگتری شده ام. چند روز دیگر تا تولد یک سالگی ام مانده است.! هرگز فراموش نمی کنم زمانی که جوانی مأیوس و دلمرده بودم و پس از یک شکست کاری کاملا ناامید شده بودم. کاری که با آخرین پس اندازم و پول حاصل از فروش ماشینم و حتا گوشی خودم راه انداخته بودم اما پس از هفت ماه تلاش شبانه روزی همه چیز در یک چشم بهم زدن از بین رفت... آن روز رو تخت اتاقم دراز کشیده بودم و به سقف خیره شده بودم و با خودم حرف میزدم, می گفتم خدایا چرا؟ چرا برای من این اتفاق ها می افتد.. خسته و ناامید خودم رو سرزنش می کردم.. می گفتم اگر اشتباه خودم نبود الان اوضاع فرق می کرد.. در همین فکر و خیالات بودم که ناگهان تصمیم گرفتم از نو شروع کنم. آنتونی رابینز در جایی گفته "تصمیم نیرویی است که می تواند امور نامریی رو به مریی و رویا رو به واقعیت تبدیل کند" من پیش از این بارها در تجاربم شکست خورده بودم اما این تجربه آخری بسیار تلخ بود و بهای سنگینی برایش دادم,...

عشق

عشق تنها شیوه ای است که با آن می توان به اعماق وجود انسانی دیگر دست یافت. هیچکس توان آن را ندارد جز از راه عشق به جوهر وجود انسانی دیگر آگاهی کامل یابد. عشق عالی ترین و نهایی ترین هدفی است که بشر در آرزوی آن است. - ویکتور فرانکل -

چشمان کُردی

در شهر کوچکم هیچ تاری نبود حسرت فراموشی اما هیچ باری نبود سکوت واژه ها را در بر می گرفت اما برای درد و دل هیچ یاری نبود همه لیلی.. حرف هیچ هوری نبود صحبت دوستی و دوری نبود..! مردم شهر خنجر زدند و چای تعارف کردند اما سر سفره شان کتری و قوری نبود زندگی باخت و دیگر هیچ بردی نبود افسوس که هیچ چشمی مثل آن چشم کردی نبود..!

ویکتور فرانکل

اگر زندگی دارای مفهومی باشد, پس باید رنج هم معنایی داشته باشد. رنج بخش غیر قابل ریشه کن شدن زندگی است  گرچه به شکل سرنوشت و مرگ باشد, زندگی بشر بدون رنج و مرگ کامل نخواهد شد - ویکتور فرانکل -