پست‌ها

نمایش پست‌ها از سپتامبر, ۲۰۱۳

نگاه ات..

تصویر
در نگاه ات همه مهرباني هاست؛ قاصدي که زندگي را خبر مي دهد.

خسته

تصویر
بعضی روزها انسان فقط خسته است نه تنهاست نه غمگین و نه عاشق فقط خسته است - ایلهان برک -   

مولانا

تصویر
در جهان... تنها يك فضيلت وجود دارد و آن آگاهی ست. و تنها يك گُناه و آن جهل است.   - مولانا -

اسکار وایلد

تصویر
هر قدیسی گذشته ای، و هر گنهکاری آینده ای دارد! - اسکار وایلد -

ترس

تصویر
ترس از عشق، ترس از زندگي است و آنان که از عشق دوري مي کنند مردگاني بيش نيستند. - برتراند راسل -

کیستی؟

تصویر
کيستي که من اينگونه به‌اعتماد نامِ خود را با تو مي‌گويم کليدِ خانه‌ام را در دستت مي‌گذارم نانِ شادي‌هايم را با تو قسمت مي‌کنم به کنارت مي‌نشينم و بر زانوي تو اينچنين آرام به خواب مي‌روم؟

دیوار

تصویر
ميان آدميان چيزي نيست، جز ديوارهايي که خود ساخته اند. - لئو تولستوي -

راهــرو

از این راهــرو یک نفر رد شده که عطرش همونه که تو می زنی برای به زانو در آوردنم تو از مرگ حتا جلو می زنی از این راهــرو یک نفر رد شده مثل وقتایی که تو ناراحتی نفس می کشم با تمام وجود عجب عطــر خوبی زده لعنتی - مونا بورزویی -

تنهایی

کوه ها باهمند و تنهایند، همچو ما باهمانِ تنهایان.

آن که می گوید دوستت دارم..

آن که می گوید دوستت می دارم دل اندوهگین شبی ست که مهتابش را می جوید.

بزرگترین شر

تصویر
بزرگترين شر چاره ناپذير آن نادانی است كه خيال می كند همه چيز را می داند آلبر کامو / طاعون

پایان.

تصویر
به پایان فکر نکن! اندیشیدن به پایانِ هرچیز، شیرینی حضورش را تلخ می کند. بگذار پایان تورا غافل گیر کند، درست مثل آغاز.

آزادی..

تصویر
تمامی‌ِ الفاظِ جهان را در اختیار داشتیم و آن نگفتیم که به کار آید چرا که تنها یک سخن یک سخن در میانه نبود: ــ آزادی! ما نگفتیم تو تصویرش کن!

سید علی صالحی

اگر مُرده‌ای، بیا و مرا ببر ، و اگر زنده‌ای هنوز، لااقل خطی، خبری، خوابی، خیالی ... بی‌انصاف !

خنیاگرِ غمگین

آنکه می‌گوید دوست ات می‌دارم خنیاگرِ غمگینی‌ست که آوازش را از دست داده است.

سهراب سپهری

تصویر

بگذار برنیاید

حتا بگذار آفتاب نیز برنیاید به خاطر فردای ما اگر بر ماش منتی است

شاملو

سلاخی  می گریست به قناری کوچکی دل باخته بود.

ای کاش

ای کاش می توانستم خونِ رگانِ خود را من قطره قطره قطره بگریــم تا باورم کنند .

دیالوگ

تصویر
فارست (در حال تعریف کردن خاطرات قشنگش برای جنی ...) جنی: ای کاش منم باهات بودم فارست ... فارست: تو بودی ... Forrest Gump (1994) - Robert Zemeckis

وقتی که ...

وقتی که دوست ها تو زرد بودند وقتی که دوستی ها زودگذر بودند وقتی که دیروز و امروز و فرداهایم یکی بود وقتی که قرارهایم تکی بود من به تو فکر می کردم تنهـــا به تو... وقتی که چترها زیر باران بسته می شدند وقتی که آدم ها خیلی زود از هم خسته می شدند وقتی که تو جمع هم تنها بودم وقتی که روزها بی حوصله و بدحال بودم وقتی که همه رو جز تو از یاد بردم من به تو فکر می کردم تنهـــا به تو... وقتی که همه از تو بد می گفتن وقتی همه از تو رد می شدن وقتی شب ها بی خوابی داشتم وقتی روزها بی تابی داشتم تنهـــا به تو فکر می کردم تنهـــا به تو...  92/6/30

دوسِت داشتم

دوسِت داشتم من, آره آره تو شب هام نبودی حتا ستاره میگی دوستم داری با تمام وجودت میگم ثابت کن دوباره, دوباره

لوئیس بونوئل

تصویر
هر فردی بهترین هم که باشد ،اگر زمانی که باید باشد نباشد...   همان بهتر که نباشد !

پست مدرن

تماس های بی پاسخ روی گوشی روی تختم یه پاکت سیگار و یه قاب عکس که تو, توشی صدای جیر جیر پنکه سقفی از روی بی میلی صدای تیک تاک ساعت هم میره رو مخ خیلی.. خیلی بوی متعفن تنهایی با خاکسترهای سوخته بوی نَمِ اتاق با چشم های به در دوخته حس به آخر رسیدن و بریده شدن حس بغض آلودِ یه مرد به قاب.. با خیره شدن

شاملو

چه بی تابانه می خواهمت ای دوریت آزمون تلخ زنده به گوری...

سهراب سپهری

تصویر
هیچ کس با من نیست مانده ام تا به چه اندیشه کنم مانده ام در قفس تنهایی در قفس می خوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من . . .

مهدی اخوان ثالث

تصویر
تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده‌ی من... چه جنونی چه نیازی، چه غمی ست؟

حرف مردم ...

از این مردم بیزارم. زیرا می دانم در همه حال با خنده ای بر لب و با خنجری در دست به سوی من می آیند.. بوی متعفنشان را حس می کنم از دور.. نزدیک می شود .. نزدیک. از تمام افکار و رفتارشان بیزارم.. از حرف هایشان که مثل خوره مغزم را می خورد بیزارم.. تنهایی را دوست ندارم اما نمی خواهم با این مردم باشم, با آن ها روی یک سفره غذا بخورم.. توی یک ظرف آب بنوشم, نمی خواهم با آن ها هم صحبت شوم. وقتی حرف می زنند زبانشان را می بینم که مثل نیش عقرب در دهانشان می چرخد.. از این مردم بیزارم زیرا که می دانم همین مردم باعث و بانی تنهایی ها هستند.. می خواهم با زنی باشم که از جنس مردم نباشد. دوست دارم با او در یک جزیره ی دور افتاده ی بی نام و نشان باشم. از حرف های مردم بیزارم.. دلم یک رابطه ی پنهانی می خواهد. 92/6/5

یک سال گذشت ...

یک سال گذشت و تو با نگاه مهربانت گفتی دوستت دارم و من چیزی نگفتم.. دوازده ماه گذشت و تا با خنده ی دلنشینت گفتی دوستت دارم و من چیزی نگفتم. تو با آغوش گرمت گفتی دوستت دارم .. 365 روز گذشت و من چیزی نگفتم.. تو با دلواپسی های عاشقانه ات عاشقانه گفتی دوستت دارم.. 8,760 ساعت گذشت و من چیزی نگفتم. مثل کوه ایستادی , خورد شدی, تو خودت ریختی, مثل سنگ صبور بودی .......... آرام گفتی .. دوستت دارم..... و من باز هم چیزی نگفتم. حالا من بعد از آن سال هر که را که میبینم می گویم دوستت دارم.. به قاب عکس روی میز می گویم دوستت دارم, به در به دیوار به چای سر شده تو استکان, به خاطره هایی که از مغزم عبور می کنند به رهگذر خسته زیر سایه ی چنار.. به ساعت رومیزی به تیک ... به تاک ... به سیگارم می گویم دوستت دارم اما آنها چیزی نمی گویند. 525,600 دقیقه گذشت 92/6/5