پست‌ها

نمایش پست‌ها از اوت, ۲۰۱۳

سهراب سپهری

به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من..

ولادیمیر مایاکوفسکی

ای تواناترین! جفتی دست آفریدی اراده کردی تا هرکس را سری باشد پس چرا چنان نکردی تا بتوان بی هیچ رنجی بوسه زد، بوسه زد، بوسه؟!

هوشنگ ابتهاج

من تماشای تو می کردم و غافل بودم کز تماشای تو خلقی به تماشای منند!

چارلز بوکوفسکی

چیزهایی هست خیلی بدتر از تنهایی اما سال ها طول می کشد تا این را بفهمی وقتی هم آخر سر می فهمی اش دیگر خیلی دیر شده و هیچ چیز بدتر از خیلی دیر نیست ...

نمی خواستم ...

نمی خواستم نام چنگیز را بدانم نمی خواستم نام نادر را بدانم نام شاهان را محمد خواجه و تیمور لنگ, نام خفت دهنده گان را نمی خواستم و خفت چشنده گان را. می خواستم نام تو را بدانم. و تنها نامی را که می خواستم ندانستم. "شاملو"

تلفن...

گوشی تلفن را بر میدارم به تو زنگ میزنم.. صدایت را می شنوم, صدایت آرامم می کند پرمشغله ای... وقت نداری با من صحبت کنی اما همان چند ثانیه برایم کافی است, می گویی خودم بهت زنگ می زنم, می گویی "دوستت دارم" زیر لب لبخند مرموزی می زنم می گویم باشه منتظر تماست هستم.. تلفن را قطع می کنی ... . تلفن را قطع می کنم. چند دقیقه ثابت و بی حرکت ذل می زنم به دیوار, به شماره های روی تلفن, به شاخه گل خشک شده تو استکان, به خاکستر سیگاری که روی قالی ریخته شده.. شماره ات را در ذهنم مرور می کنم , به دوستت دارمی که گفتی فکر می کنم زیر لب می خندم.. دوباره گوشی تلفن را بر می دارم, شماره ات رو می گیرم ...

راستی...

راستی... هنوز هم پیوسته سیگارم روشن است قبل از رفتن گفته بودی باز میگردی قبل از اینکه سیگارم خاموش شود...!!!

شاملو

عشق ما دهکده ای است که هرگز به خواب نمی رود نه به شبان و نه به روز و جنبش و شور حیات یک دم در آن فرو نمی نشیند هنگام آن است که دندان های تو را در بوسه ای طولانی چون شیری گرم بنوشم ...
به تو گفتم پرنده ی کوچک من باش تا در بهار تو درختی پرشکوفه گردم. " شاملو "

من نبودم

کسی که در خانه ات را کوبید من نبودم کسی که به تو سلام داد من نبودم کسی که سال ها   عاشق   تو بود و هر کجا که می رفتی دنبالت می کرد دروغ گفتم من بودم!   من همان بودم که تو هیچ وقت نخواستی ببینی. با این حال آری! من بودم که عاشق تو بودم هنوز هم عاشقت هستم حالا این را با صدای بلند فریاد می زنم و تو گریه میکنی و گویی " چرا این را زودتر نگفتی؟!" "شل سیلور استاین"

مهدی اخوان ثالث

بگیر فطره ام اما مخور برادر جان که من در این رمضان قوت غالبم غم بود...

دیالوگ

تصویر
تو در مورد دلتنگی واقعی چیزی نمیدونی چون این تنها زمانی اتفاق می افته که کسی رو بیشتر از خودت دوست داشته باشی ... Good Will Hunting 1997  

مهدی اخوان ثالث

چه آرزوها که داشتم من و دیگر ندارم . . .

نیما یوشیج

چایت را بنوش نگران فردا نباش از گندمزار من و تو مشتی کاه می ماند برای بادها