یکی روی دستش اسم تورا خال می زند

یک صدایی انگار مرا صدا می زند
یکی کاری نمی کند و خدا خدا می زند
سُرفه های پی در پیِ یک بیمار کُلیوی
بیمار با سُرفه دست در هوا می زند
صدای خنده ی پسربچه از پشت شیشه
پسربچه تو کوچه با توپ روپا می زند
من عاشق توام ولی انگار
یکی روی دستش اسم تورا خال می زند

___________ 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

خاطره ای از "کاترین کامو" دختر "آلبر کامو"

پدرخوانده