ای کاش عشق ما هم یک عشق اتوبوسی بود

زیرِ پا لِه می کنم و سیگار جدیدم را آتش می زنم
ذُل زدن تو چشمات دقیقا مثِ خودسوزی بود
چقدر زود گذشت, این همه با هم بودیم و آخر ...
ای کاش عشق ما هم یک عشق اتوبوسی بود

__________ 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

خاطره ای از "کاترین کامو" دختر "آلبر کامو"

پدرخوانده