مهاجرت
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
تا همین چند ماه پیش مهاجرت به اروپا خیلی ذهنم رو درگیر کرده بود, حتا به این فکر افتادم که واسه چند سال برم به اروپا (احتمال قوی هلند) بعد از چند سال که چیزی جمع کردم برگردم ایران واسه سرمایه گذاری, بعد پیش خودم فکر کردم اگر قراره چند سال اونور دربه دری بکشم تا کمی سرمایه به دست بیارم می تونم تو همین ایران کار کنم و سختی بکشم و شاید بیشتر از اون سرمایه هم جمع کنم, چراکه این همه افراد موفق هستند که تو همین ایران میلیونر و میلیاردر شدند و اونها هم از صفر شروع کردند و با بسیاری از همین افراد خودساخته من دوست بوده ام و باهاشون همکاری داشته ام (هرچند بعضی از اونها الان جواب زنگ مارو هم نمیدن..!) ولی به خاطر دارم زمانی که 19 20 ساله بودم و داشتم با یکی از همین افراد کار میکردم, خب این شخص انسان رویاپرداز و با شهامتی بود که همیشه با من از رویاهایش صحبت می کرد و منم زیاد برام فرقی نداشت (سرم تو کارخودم بود) ولی با هم خوب بودیم و کار میکردیم تا اینکه حدود یکسالی ازش خبر نداشتم و در نهایت به گوشم خورد که ایشان در کارشان موفق شدند و الان زیر پایشان تویوتا پرادو هستش و به کار بساز و بفروشی قرار است که مشغول شوند, من وقتی اینو شنیدم یکّه خوردم و یادم اومد اون زمان که کارم گرفته بود برای خودم پژو 405 خریدم که البته تو خانواده و فامیل اسطوره شدم (از دید آنها) و کارم رو یجورایی ول کردم چون احساس میکردم به خواسته ام رسیده ام, خب در اون دوران خیلی کم سن و سال بودم و تجربه ی چندانی نداشتم وگرنه هرگز در اوج درآمدم یک ماشین نمی خریدم که هر روز با دوستان برم دور دور و کارم رو بیخیال بشم.. در نهایت اینکه به نظر من مهاجرت به یک کشور دیگه باید آخرین راه و آخرین گزینه باشد, من که شخصا بیخیال هلند و آلمان و.. شدم و میخوام تو ایران بمونم و همین جا به رویاهام برسم.
- دریافت پیوند
- فیسبوک
- X
- ایمیل
- سایر برنامهها
نظرات
ارسال یک نظر