دوست داشتم همیشه کنارم باشی


دوست داشتم همیشه کنارم باشی
تو فصل زمستون هم بهارم باشی
می گفتم عشقم دستتو بده به من
می رفتیم دریا و آبی می زدیم به تن
بعدش خسته ولی سرخوش
دوتایی باهم می رفتیم زیر دوش
من آبِ گرمو باز می کردم
تو اسممو می گفتی و من نازت می کردم
دوست داشتم جلو آینه بشینیم باهم
من موهاتو می بافتمو
تو چایی می ریختی واسَم
بشینی رو پاهام و سرِت رو شونه ام
بگم قند یادت رفت آخه دردت به جونم
-

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

خاطره ای از "کاترین کامو" دختر "آلبر کامو"

پدرخوانده